شعر(ماه رمضان)
ماه رمضان
صد شكر خدايا باز ماه رمضان آمد
آن ماهيكه از ديده بودست نهان آمد
از شهر شعب.. ما هم در برج رمض.. رفتيم
هوشيار پشيمان شد زاهد به فغان آمد
با عشق ومي ومستي بامان خدا گفتيم
معشوقه پريشان شد ميخانه بجان آمد
تاكه خم ابرويش ديديم فروزان شد
تا وصف رخش كرديم پايش به ميان آمد
گفتي كه به وقت خود تو قدر ورا بيني
ايدوست بيا كاكنون آنوقت وزمان آمد
هرشب همه شب تا صبح الطاف خدا بارد
تا آنكه درين گلشن اين سرو روان آمد
ايدوست بيا بنگر كز فيض قدوم او
همچون به بهاران گل در فصل خزان آمد
(زردادي) ببين قدر ياران قديمي را
با آنكه ز راه يار مقبول وجوان آمد..
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 14:34 توسط محسن زردادی
|
محسن زردادی هستم ، خیلی میخواهم که این ویبلاگ همچون دریچه ی باشد که دوستان و همزبانانم از طریق آن بدنیای عاطفه و احساسم سیر و سفر نمایند... به دنیای همیشه بهار محبت و صمیمیت , دوستی و رفاقت, رویاها و آرزو ها....