شعر (گریل)
(گريل) - دستگاه بريان كردن مرغ
بيچاره مرغ ها!
چه شوخي ها ميان كوچه كردي
تخم دادي وآنرا چوچه كردي
چه مقبول وقشنگند چوچه هايت
همه در زيربال و دور پايت
همه زرد وسفيد ومقبول هستند
همه چون غنچه هاي يك گل هستند
چه خوشبختي چه خوشحالي كه دايم
نداري ازپشك نه ترس ونه بيم
به يك خانه پشك باتو رفيق است
سگ همسايه هم پشت تو دق است
نه يك نول ونه يك قدقد نه يك چيغ
نه يكبانگ ونه يك جنگ ونه يك پيخ.
وليكن خانه ی انسان بسوزد
كه هرجا چشم خود سوي تو دوزد
(گريل) را كشف كرد اين غول پيكر
كه مرغان را كند هم بال و هم پر
كه مرغان را كند بريان ميانش
كه شيرين سازد از مرغان دهانش.
اگر مرغان همه پرواز كردي
كي اين وحشي دهان را باز كردي؟!
كدام خاين تورا افگند در دام؟
چرا گشتي تو آن خونخوار را رام؟
ببين خودرا چه مقبول وقشنگي
تو نه كمتر زقاز واز كلنگي..
گريز ازنوع انسان تاتواني
كه از انسان نباشد بيش جاني.
بيا دیگر نه دربين گريل سوز
فن پرواز كردن را بياموز !!
محسن زردادی هستم ، خیلی میخواهم که این ویبلاگ همچون دریچه ی باشد که دوستان و همزبانانم از طریق آن بدنیای عاطفه و احساسم سیر و سفر نمایند... به دنیای همیشه بهار محبت و صمیمیت , دوستی و رفاقت, رویاها و آرزو ها....