شعر(نفرین شدگان)

 

 نفرین شدگان

 هرزمان  شیشه ی ما بشکند از سنگ دیگر
هرزمان  میهن ما درگرو جنگ دیگر

هرزمان کشورما طعمه ی نیرنگ کسی

هرزمان مردم ما درتلک «لنگ» دیگر

دین چو کالاست به بازار سیاست ، اینجا

گاه یکی چنگ زند گاه دیگری چنگ دیگر 

این چه نفرین شده ملک است وچه نفرین شده قوم

که همه عمر برقصند و به آهنگ دیگر

«کور» و«کر »حاکم این خطه ی« بیرونی» اند

 تا یک الدنگ  رود می رسد الدنگ دیگر

هیچ کس نیست که از بهر وطن کار کند

همه در تاریخ کشور شده اند ننگ دیگر
زپی قدرت و ثروت همه سرگردانند

 روز یک رنگ بخود گیرند و شب رنگ دیگر

به سخن گفتن بیهوده همه استاد اند

 صبح یک انگ زنند ظهر و دیگر انگ دیگر

پیر و مرشد همگی پیرو شهوت شده اند

همه چسپیده به شوخ دیگر وشنگ دیگر.

تاکه این مردم بیکاره  به قدرت باشند
گاه یک زنگ خطر خیزد  وگاه زنگ دیگر..

چه عجب مسخره کشور چه عجب مسخره ملک

که کسی کار ندارد بجز از جنگ ، دیگر.

تا به کی شیشه ی ما بشکند از سنگ کسی ؟؟

تا به کی  مردم ما طعمه ی نیرنگ دیگر؟؟

  

یاد آوری : هدف از ذکر واژه های مانند  «کور» و«کر» و« لنگ» به هیچوجه توهین به معیوبین معلولین نیست بلکه هدف از افراد مشخصی با این صفات،  در تاریخ افغانستان اند.

 

شعر(تهداب کج)

 

تهداب کج

 

هرچه راه رفتیم دیدیم راه کج رفتار کج

شهرها کج جاده ها کج کوچه وبازار کج

مال کج ، کالاکج و مشتری و دلال کج

پول کج سرمایه هایی دالر و دینار کج

 سنگ ها کج خشت ها کج قالب و تهداب کج

نقشه ها کج خط کش و انجنیر و پرکار کج

داکتر کج  نسخه و دارو و درمان جمله کج 

 چشم ها کج گردن و دست وسر بیمار کج

 حرف ها کج ، مولوی کج ، مسجد و ملا کج

 ریش کج سجاده کج  عمامه و دستار کج

دین و مذهب دام دنیا گشته اند در کجروی

جز جهاد وجنگ نبود حاصل این کارکج !!

تا به کی ایمان کج و وجدان کج و احساس کج

تا به کی گردن کج و قامت کج و رخسار کج ؟؟

تابه کی دولت کج و افکار کج اهداف کج

تا به کی کشور کج و قانون کج و افزار کج؟؟

تا به کی مقصد کج و اسباب کج حمال کج

دوستان آیا به منزل میرسد این بار کج؟!

من نمی دانم چرا ما اینچنین کج گشته ایم

یا به اینسان ساخت مارا صانع و معمار کج ؟!

سخت بیزارم ازین کجگردشی و کجروی

سخت میخواهم بسوزم این همه بسیار کج