شعر (بهار وحشت)
جشن لاشخواران
قرنها در این کشور جشن لاشخواران است
پایمال کور وکر کشت و لاله زاران است
سنگ سنگ این خطه خون خلق میگیرید
چوب چوب این جلگه پایه های داران است
در بهار وحشت ها ، سال ها در این کشور
هر کجا اثر تنها از خراب کاران است
شد جهنم دنیا از برای ما این خاک
خطوه خطوه اش مارا مدفن و مزاران است
کار کرد قوم ما ، سالها دراین میهن
همچو خار در چشم خیل همجواران است
گرم آبه ی خونست کوچه های شهر ما..
فرد فرد این ملت باز سوگواران است
یک علی و عباس و حر و حریت اینجا !!!
آنکه روز بدبختی در کنار یاران است
یا همان که از بهرش ناله میکنیم هر شب
آنکه ظهر عاشورا تیر و نیزه باران است!!!
اتحاد ما یاران، ضامن حیات ما است!!
جنگ مابرای صلح ، ضد کهنه کاران است..
زردادی
10/12/2011
محسن زردادی هستم ، خیلی میخواهم که این ویبلاگ همچون دریچه ی باشد که دوستان و همزبانانم از طریق آن بدنیای عاطفه و احساسم سیر و سفر نمایند... به دنیای همیشه بهار محبت و صمیمیت , دوستی و رفاقت, رویاها و آرزو ها....