غزل - قهرمان جام تنهایی

قهرمان جام تنهایی

 

از آن روزیکه دل گردیده صید دام تنهایی

سحر هر روز می آرد خبر از شام تنهایی

 تمام عمر، میسوزد درین گلخن سراپایم

رسد روزی که آخر پخته گردد خام تنهایی؟؟

به سر آرد هجوم افکار آلام  جدایی ها

به دل هم لشکرخونخوار وخون آشام تنهایی

میان گلشن عشرت که هرکس کام دل جوید

نصیب ما غریبان نیست غیر از کام تنهایی

نباشد یک کسی تااز ره لطف ومحبت ها

  پیام دیگری آرد  بجز پیغام تنهایی..

گهی با حرف هایی، ساده دل را میدهم بازی

خدا تنها و تو  تنها به عرش وبام تنهایی !!

ولی تا مغزهای مغز میدانم که می دارم

تنفر  از خدا و ازخود و از نام تنهایی..

پیاله از کفم اکنون نیاید لحظه ی بیرون

ومن هم  درجهانم قهرمان جام تنهایی..

طریق زندگی آموز (زردادی) ، درین دنیا

ببر لذت زهر زهری که بود انعام تنهایی..  

شعر - سرزمین جبر

سرزمین جبر

چــه سالهاست که کشـور به دسـت بیـداداست

به هـــر طـرف که ببینـی فغـان وفریاداست

به هر طــرف کــه روی بـر فـراز تپه وتل

سپیـد و سبـز علم ها به بـازیی بـــاداست

زمیـــن حکایت خون میکنـد به هر گوشــه

زمــان تو گویی که درقـرن اول افتـاداست.

به سـرزمینی که قـدرت به جـبر تامــین است

همیشـه بر سر قدرت شریـــر وشیاد است

همیشــه شخصیت ملـی محکوم ومعدوم

ونقـش اصلی بدستـان «سیـا» و«موساد»است

چه سرزمینی که هـرفرد بـرسر قـدرت

چنـــان کند که توگویی به جنگ معتاداست

چنـان کند که توگویی ز بـرتری جویـی

خـــراب کشورمانیست، بلکه آباداست

چه عقل ومنطق ودانش که کس نمی بیند

که این درخت به سه قرن میوه کی داداست؟

هـنوز خون شهیدان نگشته خشک اندک

دوباره بـر (ژبه) ها نام طالب افتـاداست

مریـض قدرت وخون را کسی نمیگوید:

اگر توراست فراموش ، مگر مرا یاداست

که گفته است که جلاد خوب وبــد دارد؟

به هر لباسی که پوشـد دوباره جلاداست!!

خوش آن زمین وزمانیکه خلق زحمتکش

زظلم واز ستـم وجبر انــدک آزاداست

به کــاخ ظلـم نشینان بگوی (زردادی)

که کـاخ ظلم وستم نیز سست بنیاداست.    

دایناسورها نباید بر بگردند!! (به قربانیان حوادث کویته تقدیم است)

دایناسورها نباید بربگردند !!

چه وحشتناک است هنگامیکه،

در یک بهار تمدن و بلوغ انسانیت

در اثر یک اشتباه کوچک،

تکامل ، سیر نزولی اش را پیموده

و در یک رستاخیز نحس طبیعت

دایناسورها

دوباره

سر از گورهای تاریخ

بیرون آورده

پیروزی وحشت بر انسانیت راجشن بگیرند ..

 

آی شماییکه امروز در خانه های امن زندگی میکنید!

آیا بخاطر دارید که دیروز ،

زمانیکه

در یگ گوشه ی دیگرجهان

به هزارها کیلومتر دورتر از شما ،

صدایی مادر«هزاره ای»

«اوزبیکی»

«تاجیکی»

«پشتونی»

از اوج قله های دومین هزاره ی تاریخ

فریاد : کمک کنید!!

کمک!!

را سرداده و از شما مدعیان

حقوق بشر

یاری میطلبید

تا در کوچه ها و پس کوچه های کابل ،

بلخ وبامیان
بهسود و یکاولنگ ،

هرات و قندهار

خوست وجلال آباد

فرزندان شان

گوسفند وار ذبح نگردیده

و بر دار تبعیض و تعصب

نیاویزند ،

وشما ،

همه ی تان دست زیر الاشه

نشسته و از دور

صحنه های تراژیدی این تیاترخونین

که سناریوی آن با دستان خودتان

نوشته شده بود

را ، بی تفاوتانه تماشا میکردید ؟؟

 

آیا فکر کرده اید که اگر امروز هم در خانه ی تان

امن است

1این امنیت ، به کدام قیمت

برای مردم و ملتهای تان تمام گردیده است؟؟..

دو- آیا این امنیت مشابه

به آرامی قبل از طوفان نیست

که اگرامروز تنها

دامنگیر جهان به اصطلاح سوم است

فردا میتواند ، گریبانگیر شما نیزباشد ؟؟

ویا

حتماًباید برجهای دوقلویی در نیورک ،

کاپیتولیا و پنتاگونی در واشنگتن

ویادر آینده ی نزدیک

ایفلی در پاریس

بیگ بنی در لندن

کریملینی در مسکو

و خط و قطار اهنی در

دیگر شهرهای شما

نشانه قرار گیرد تا

بدانید که تروریزم مرز ندارد

وخطری هست که

با همه کر وفر تان

میتواند شما را نیز تهدید نماید؟؟

آیاگاهی هم تصور کرده اید که

چه فاجعه ی به وقوع خواهد پیوست

اگر روزی بنا بر برخورد غیر مسئولانه ی شما

شماییکه از نام بشر وحقوقش

سنگهای هفتاد منی را به سینه میکوبید،

لشکر جنگهوی و سپاه صحابه

در همکاری و همیاری باطالبان و

القاعده

بر زراد خانه های اتمی پاکستان دست یابند

وبا کلید انفجار با سرنوشت

ملیاردها انسان جنوبشرق اسیا

بازی نمایند ؟؟

 

شما خانمها و آقایان

شماییکه خودرا داعیه داران حقوق بشر دانسته

و نشان طویل ترین تاریخ دیموکراسی جهان را

برسینه های خود نقش می بندید

ایا چگونه این جنایت که صرف

از رقابت ناسالم  و رکود

سیاست اقتصادی تان

منشه میگیرد را

توجیه خواهید کرد؟؟

 

هنوز دیر نیست ،

نگذارید که وحشت و بربریت

دوباره

جهان را به محور نا امنی بکشاند

تا باردیگر هزارها انسان

جامه پلنگی تان

باچشمان شب بین و

عصای معجزه آسایی قرن

همراه با ملیاردها دالر

از پول مالیه دهندگان تان که

همگام

با بحران بی بدیل اقتصادی

جوامع تان باشد ،

ویا بهتر بگویم

بحران دیگری که لغزش ثبات سیاسی را

در قبال خواهد داشت ،

هزینه ی مهار کردن

 آن اژدهایی گردد

که خود به دست خویش

آنرا آفریده اید

تا بدانید که:

 علاج واقعه را پیش از وقوع باید کرد !

 

دیروز ، هنگامیکه

عفونت بنیادگرایی اسلامی

که از ان به عنوان بزرگترین حربه ی سیاسی

علیه کمونیزم استفاده میکردید

در وجود طالبان و حامیان شان

تازه تازه

دماغهای وجدان سالم بشریت را

به تخریش گرفته و

بر زخم های ناسور جامعه که

از خنجر زهرآگین افراطیت مذهبی

برتن دارد

تیزاب و نمک می پاشید ،

اگر دستهایی از آستین صداقت

بیرون آمده

و از گلوگاه وجدان بیدار بشریت

صدای رعد اسایی بلند گردیده

شعار : «بنی آدم اعضای یکدیگرند..»

را سر میداد

تا ریشه های خشونت را

در باطلاق جنگ نامقدس

خشک نماید،

امروز بشریت شاهد صحنه های خونینی

در سومالی و مالی

در سودان و تونس

در الجزایر و لیبی

در مصر و سوریه

در افغانستان و پاکستان

در ایران و عراق

در یمن و بحرین

در تورکیه و لبنان

در فلسطین واسراییل

و بالآخره

در سعودی و عمان

نمی بود

و اجساد چشم آبی های نازنین تان

در تابوتهای سرپوشیده ی جستی

به خانه ها و کاشانهای شان بر نمی گشتند.

پس بیایید تا دیر نشده

خون انسانهای که امروز

قربانی تبعیض و جهالت تجاران خاک وتریاک

میگردند را

مانند دهه های نود ،

نادیده نگیرید که

پس لرزه های آن

میتوانند قوی ترین برجهای آهنین را

به لرزه آورند .

 

پس بیایید!!

آه جانکاه دختران ومادرانی را که

همه روزه شاهد

رژه رفتن جنایتکاران،

برگورهای دسته جمعی برادران وپسران شان اند

نادیده نگیرید که

با وجود محرومیت ها

مربی بهترین فرزتدان قهرمان ومدال آوران

کشور خود اند .

کشور ایکه

در طول تاریخ

از فقر افتخار مدنی رنج برده است.

شما باید بهتر بدانید که :

در دهکده ی جهانیی

هیچ مشکلی نمی تواند فردی باشد

ومشکل هر عضو این دهکده

به تمام اعضای ان ارتباط دارد

به خصوص مشکل آنهاییکه

لوکوموتیو جامعه ی مدنی خود اند

چه بدون آنها

جامعه به لبه ی پرتگاه سقوط

تقرب کرده

ودر یک سیر قهقرایی

درباطلاق جهالت

فرو می غلطد ..

شما آنهاییکه

از نام حقوق بشر هرگز نمی خواهید

تاخود

ناقض حقوق بشر باشید

اگر

به قرآن محمد

انجیل مسیح

و تورات کلیم

ایمان دارید که:

«.. کشتن یک انسان را به مثابه ی کشتن کل بشریت  میدانند..»

پس به این مقوله هم باید باور داشته باشید که:

«..نجات یک انسان نیز نجات تمام بشریت میباشد...»

 

لذا بیایید!!

برای تامین حقوق

و نجات انسان متمدن

نگذاریم که بار دیگر

دیناسورها

بر سرنوشت

ملیونها انسان آزاد اندیش

سرزمین ما مسلط گردیده

و مدنیت در کشور ما

همراه بامدنیت سازان آن را

به کام خون آشام خود فرو برده

و وجدان بیدار جهان و جهانیان را

دوباره بر سکوی ماتم بنشانند..

اگر هنوز هم انسانیت در وجود تان نمرده است

بیایید نگذاریم که :

دایناسورها دوباره بر بگردند ....