فصل انگور
فصل انگور
بیا به باغ عزیزم که فصل انگوراست
خدا به خواب خوش آخوندومجتهددوراست
بیا که سفره ی رنگین نموده پهن خزان
سرِ شراب و کباب و پیاله ها چور است..
بیا که آدم ام امشب توهم حوایم شو
تعارفم بنما از هر آنچه منظور است
گذر ز شرم وحیا و حجاب و زهد و ریا
که در طریقت مامکرو حیله منفور است.
ببین بلوغ شراب و نبوغ شیطان را
که در حضور تو شرمنده جنت وحوراست
بدون روی تو دنیای عشق وشعر و غزل
چو حجره های دلم تنگ و تار و بی نوراست
وتارهای زمان در سرود زندگی ام
خموش و سرد وبد آهنگ و بیسرو سور است
بیا به باغ عزیزم !! که فصل انگور است
سر شراب وکباب و پیاله ها چور است ..
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان ۱۳۹۲ ساعت 23:49 توسط محسن زردادی
|
محسن زردادی هستم ، خیلی میخواهم که این ویبلاگ همچون دریچه ی باشد که دوستان و همزبانانم از طریق آن بدنیای عاطفه و احساسم سیر و سفر نمایند... به دنیای همیشه بهار محبت و صمیمیت , دوستی و رفاقت, رویاها و آرزو ها....