فصل انگور

 

بیا به باغ عزیزم که فصل انگوراست

خدا به خواب خوش آخوندومجتهددوراست

بیا که سفره ی رنگین نموده پهن خزان

سرِ شراب و کباب و پیاله ها چور است..

بیا که آدم ام امشب توهم حوایم شو

تعارفم بنما از هر آنچه منظور است

گذر ز شرم وحیا و حجاب و زهد و ریا

که در طریقت مامکرو حیله منفور است.

ببین بلوغ شراب و نبوغ شیطان را

 که در حضور تو شرمنده جنت وحوراست

بدون روی تو دنیای عشق وشعر و غزل

چو حجره های دلم تنگ و تار و بی نوراست

وتارهای زمان در سرود زندگی ام

خموش و سرد وبد آهنگ و بیسرو سور است

بیا به باغ عزیزم !! که فصل انگور است

سر شراب وکباب و پیاله ها چور است ..